×
×

امام خمینی (ره): این منطقه سربازان خوبی برای امام زمان (عج) خواهد داشت

امام خمینی (ره): این منطقه سربازان خوبی برای امام زمان (عج) خواهد داشت

حجه الاسلام مهدوی ، مدیرحوزه علمیه بشاگرد

جهت آشنایی با بشاگرد:
بشاگرد نام منطقه اي است كوهستاني و صعب العبور كه در جنوب شرقي استان هرمزگان و جنوب كرمان واقع شده است.اين منطقه پس از پيروزي انقلاب اسلامي توسط عده اي از برادران كميته امداد امام)به همت زنده ياد عبدلله والي( مورد شناسايي قرار گرفت؛ فقر و محروميت اقتصادي ، نظام طبقاتي و نابسامانيهاي عميق فرهنگي اين منطقه باعث شد حضرت امام اهتمام ويژه اي نسبت به وضع اين منطقه داشته باشند و نويد آن را دادند كه اين سرزمين بزودي سربازاني جهت ياري صاحب الزمان )عج( بخود خواهد ديد. تمامي جمعيت بشاگرد كه قريب به هفتاد هزار نفر است، شيعه اند و در بيش از ۴۰۰ روستا در منطقه اي به وسعت ۱۶۰۰۰ كلومتر مربع پراكنده اند.

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین مهدوی، مدیر حوزه علمیه بشاگرد:
عهد: چه شد که تصمیم به تاسیس حوزه علمیه در بشاگرد گرفتید؟
این منطقه بعداز انقلاب احیا شد. قبل انقلاب حتی جزء آمار نبودند ودر نقشه هم نشانی از اینجا نبود. به تبع هیچ خدمتی به اینها نشده بود. راه و بهداشت و برق و آموزش و پرورش که هیچ نداشتند. همه از برکات انقلاب انجام شد. الانسان عبید الاحسان. مردم هم به انقاب خیلی محبت دارند البته مردم با انصافی هستند به خیلی ها خدمت می شود ولی بی انصافند، نمک نشناسند. اما این مردم حق نمک را ادا می کنند.
سال ۶۵ بود با یکی از رفقا با زحمت زیادی به بشاگرد آمدیم. حقیقتش وقتی هم رسیدیم گفتیم این اولین و آخرین باری است که میآییم. بشاگرد هنوز هم منطقه ای صعب العبور است چه برسد به آن موقع. منتهی بعد دیدیم که لازم است اینجا فعالیت کنیم. از همه لحاظ آخوندندیده بودند. در حالی که شیعه بودند، از آداب واحکام هیچ بلد نبودند. طبیعی هم بود. اگر کسی بخواهد از میناب به بشاگرد برود بخصوص در آن سالها که جاده نبود یا با پای پیاده یا با حیوان زحمت زیادی داشت. به هر حال برخی از رفقا را دیدیم و گفتیم شاید این تبلیغ وظیفه باشد. ایام تبلیغی را به بشاگرد می آمدیم. اوایل ۲۰طلبه و بعد که مراجعه های مردم بیشتر می شد ۳۰ تا ۶۰مبلغ از قم و اصفهان و مشهد و رفقایی که می شناختیم دعوت می کردیم.
ما طلبه داشتیم که ۱۳ بار مالاریا گرفت. اینجا بخاطر وضعیت منطقه مشکلات زیادی داشت تا این که دو نفر از رفقایی که تبلیغ می آمدند- حاج اقای مؤمنی و آقای اسماعیلی - تصمیم گرفتند روحانی مستقر بشوند. اینجا غیر از ایام تبلیغی مبلغ و آخوند نداشت. این دو بزرگوار هم قبول کردند. به لطف حضرت ولیعصر جرقه ای به ذهن ما زد که حالا که این دو نفر هستند بهتر است عده ای را تربیت کنند. گفتیم فرصت خوبی است و به مرحوم حاج عبدلله والی پیشنهاد کردیم و خود مرحوم حاج عبدا لله هم استقبال کرد. ابتدا با ۶ نفر طلبه در زیر پل های که انبار فرهنگی امداد بود کار آغاز شد. سال بعد ۱۲ نفر در همین آبدارخانه مسجد خمینی شهر تخت زدند و مستقر شدند. از حوزه علمیه بندرعباس که مدیرش یکی از رفقای ما بود خواهش کردیم که طلبه های بشاگرد به عنوان یکی از کلاسهای بندر تلقی شود و ایشان هم قبول کرد و ما شدیم یک شعبه از حوزه بندر. تا این که خیرین و خود مرحوم حاج عبدا لله بنا شد که برای ما یک حوزه علمیه بزنند. حاج عبدلله به نقل از امام جمله ای گفتند که خیلی مایه پشت گرمی ما شد آن هم این بود که این منطقه بشاگرد سربازان خوبی برای امام زمان )عج( خواهد داشت. ما احتمال می دادیم که این سربازهای امام زمان همین طلبه ها باشند، لذا پشتمان برای ساخت حوزه گرم بود. با همت خیرین دو حجره ساخته شد. ما هم با قم صحبت کردیم و اینجا رسماً حوزه علمیه دایر شد و رفت وآمد ما بیشتر شد و حاج آقای مؤمنی و اسماعیلی هم بودند. یکی از رفقا به نام آقای لواسانی هم یه یک سالی قرار شد مستقر شوند که یک مشکلی برای ایشان پیش آمد، هیات امنای حوزه به بنده گفتند شما شش ماه برو تا یک نفر را جایگزین کنیم. الان شش ماه، شانزده سال شده است. حالا چند سال است که کف اینجا بتن شده است. قبلاً خاک بود. ۶-۷ سال ما در گرمای طاقت فرسای منطقه حتی کولر نداشتیم، فقط یک پنکه بود. الحمدلله همه لطف امام زمان )ع( بود.

عهد: الان و بعد از کارهای فراوان بعد از انقلاب تحمل شرایط منطقه و مستقر شدن در اینجا خیلی سخت است. چه عاملی باعث شد شما و بقیه دوستان اینجا بمانید و سختی ها را تحمل کنید؟
این منطقه یک خصوصیتی دارد. آدمها دلبسته اینجا میشوند. خدا رحمت کند مرحوم حاج عبدا لله یک بار با یک حالی گفت اگر یک شب یکی از مردم، شب را گرسنه بخوابند یا مشکلی داشته باشند روز قیامت جلوی من را می گیرند.خب مسائل شرعی هم جزو نیازهای منطقه بود. تابستان و در هوای واقعا گرم منطقه یک آقایی سر ظهر درب خانه ما را زد. من دیدم این بنده خدا بسیار خسته است. گفت من دو روز است که دارم پیاده می آیم و دنبال آخوند می گردم. از منطقه گافر بود- خوب ما چه کنیم؟ مردم به آخوند نیاز دارند. دیدم چرا بایستی سرسری بگذریم؟
یک سال ما این جا برنامه ای در مسجد داشتیم. جوانی – ۲۵ سالش بود- خیلی گریه می کرد، آمد دست و عبای ما را بوسید، اهل منطقه ای به اسم حسین آباد بود که از خمینی شهر خیلی دور است. می گفت ما نان نداریم بخوریم، آب کمبود داریم، برق نداریم، همه را تحمل می کنیم اما این که آخوند نداریم، منبر نداریم، اینها را نمی توانیم تحمل کنیم. مردم منطقه نسبت به روحانیت و امام حسین )ع( و اهل بیت ارادت و محبت خاصی دارند. اینها ما را ماندگار کرد.
الان ما حدود ۲۰۰ طلبه داریم. تعدادی از آنها را برای تحصیل در سطوح عالی به قم فرستادیم. آنجا هم مکانی برایشان تهیه شد و اساتیدشان با هماهنگی خودمان مشغول فعالیت هستتند. در بشاگرد هم دو حوزه هست یکی در خمینی شهر و دیگری در سندرک. طلبه ها هم بومی هستند. حوزه خواهران هم تاسیس شده است. ما دیگر مبلغ از بیرون دعوت نمی کنیم. یک برنامه ای داریم که طلاب از پایه ۳ مبلغ هستند. در مساله تبلیغ خیلی کار می کنیم. یکی از برنامه های الزامی ما، برنامه تمرین منبر است. طبق برنامه بیان مساله و حدیث توسط همه طلاب هست و خودمان هم هستیم و اگر مسئله ای نیاز به توضیح داشته باشد انجام می شود و این خیلی مؤثر هست. تمرین منبر هم مرتب در طول سال در قالب هیئت هست.

عهد: شنیده ایم طلاب اینجا نه تنها نیاز منطقه بشاگرد را پوشش می دهند بلکه در سطح استان هم فعالیت دارند؟
بله در رودان که یک حوزه علمیه قوی هست از پارسال یک مرکز تخصصی کلام ایجاد شده که مسئول تخصصی آن از طلبه های بشاگرد است. الان طلبه های ما در بعضی از حوزه ها کفایه درس می دهند. در سفری به قم اقای فرخ فال - معاونت حوزه های علمیه شهرستان در آن زمان- چند سؤال کرد و طلبه ها خوب جواب دادند. ایشان خیلی تشکر و اظهار رضایت کرد و گفت حوزه علمیه بشاگرد برای من یک حجت شد. برخی از حوزه های دیگر از عدم وجود استاد مجرب و امکانات شکایت دارند اما به آنها خواهم گفت شما هر چقدر دور باشید به اندازه بشاگرد دور نیستید.

عهد: برنامه های دیگر حوزه بشاگرد چیست؟
یکی از برنامه های تبلیغی در ایام ۲۲ بهمن است. طلبه ها در دهه فجر به مدارس و روستاها می روند و برنامه های مناسب با فضای ۲۲ بهمن دارند.
برنامه دیگر اینکه اینجا اصلاً غدیر را نمی شناختند. عید قربان و فطر را می شناختند اما غدیر را نه. الحمدلله برنامه ای تدارک شد و در ایام غدیر همه طلاب درگیر مساله غدیر هستند. همه روستاها میروند. سخنرانی، مسابقه و ... انجام می دهند. در ایام فاطمیه هم طلبه ها پخش می شوند. روز شهادت به روستای بزرگتر می روند. اوایل بانی داشتیم اما الان خیلی مردمی شده و مردم نوبت می گیرند که این مراسم در روستایشان برگزار شود. این از کارهای خیلی خوبی است که در منطقه انجام شده است. تابستانها که امکان جمع کردن دانش آموزها هست خود طلبه ها کار جهادی می کنند که اینها با بررسی و نیاز سنجی، این برنامه ها را در توان خودشان دارند.
از ابتدای تاسیس حوزه )حدود سال ۱۳۸۰) اینجا تعطیلی تابستان نداشته است. یک سری برنامه درسی که عقب مانده و تمام نکردند و نیز مباحثی که جزء درسها نیست اما لازم هست؛ برنامه های تابستان را شکل می داد. مثلاً ما سال گذشته بحث شبهات اهل تسنن یا بحث مهدویت را در مشهد انجام دادیم.


افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
...
۱۲ + ۰ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎