×
×

«طلبه انقلابی» یا «انقلابی طلبه»

«طلبه انقلابی» یا «انقلابی طلبه»

فیضیه - انقلابی طلبه

مقام معظم رهبری در سفر خود به قم در سال ۱۳۸۹ در جمع فضلا و طلاب حوزه قم در صحن امام خمینی حرم مطهر در تبیین نسبت حوزه و نظام اسلامی تعبیری داشتند با این مضمون که:
«حوزه‌ی علمیه، به خصوص حوزه‌ی علمیه‌ی قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زاده‌ی خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بی‌تفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست؛ بنابراین نسبت بین حوزه‌های علمیه و نظام جمهوری اسلامی، نسبت حمایت متقابل است. نظام از حوزه‌ها حمایت می‌کند، حوزه‌ها از نظام حمایت می‌کنند؛ همکاری می‌کنند، به یکدیگر کمک می‌کنند.»
به نظر می رسد این بیانات نیازمند تبیین و تدقیق است. ممکن است پرسیده شود که فایده این تدقیق چیست؟ در مقام اجمال و نه تفصیل فایده اش این است که هر فهمی از هر پدیده ای لوازم خاص خود را دارد و ممکن است پذیرش لوازم هر فهمی در مسیر و مصیر تفکر ما تناسب لازم را به همراه نداشته باشد. ان‌شاءالله در پایان به لوازم فهم نگارنده از این جمله اشاره خواهیم نمود.

انقلاب اسلامی محصول حرکت انبیایی حضرت امام خمینی و به تبع ایشان حلقه ای از شاگردان وی در نسبت با مردم شریف ایران می باشد. درست است که حضرت امام در بستر حوزه علمیه رشد نموده است اما ما حصل شخصیتی ایشان فقط محصول حوزه نیست. چه اگر بود خیلی های دیگر از علمای هم عصر امام هم بودند که بسیار با ایشان تفاوت نگاه و منظر داشته اند. حضرت امام اصالة الاسلامی است او دغدغه اقامه دین داشته و در نیل به این مقصد والا به حوزه رسیده و طبعاً بهره های خاص خود را از حوزه هم برده اند. ممکن است پرسیده شود مگر می شود حوزه علمیه دغدغه اسلام نداشته باشد؟ محال عقلی که قطعاً نیست اما اتفاقاً امکان وقوع بالایی هم دارد. توضیح اینکه اسلام مکتبی است که معطوف به جامعه بشری نازل شده است (لتبین للناس ما نزل الیهم) آمده است که بشر به زمین چسبیده را به آسمان ببرد. لذا دغدغه های اسلام مسائل ملموس جوامع انسانی است. اصطلاحاً اسلام یک مکتب انضمامی است نه انتزاعی.

با این توصیف اگر روزی فرا برسد که متولیان دین نگاه انضمامی را کنار نهاده و انتزاعی مشی طریق نمایند آن روز می توان ادعا نمود که حوزه دغدغه اسلام ندارد بلکه دغدغه خودش را دارد. به تعبیر بعض اساتید اسلام خیابانی شرف دارد به اسلام حجره های مدارس علمیه. در زمانه انقلاب اسلامی و در عصر امام خمینی (تعبیری از مقام معظم رهبری در توصیف حرکت امام) حوزه اگر پاسخ گوی نیاز های خیابان انقلاب نباشد دغدغه اسلام ندارد و فریاد وا اسلامایش صورتی بی محتواست. ارزش هایی والایی که حوزه علمیه خود را موظف به حراست از آن‌ها می داند بی شک قرار است توسط همین مردم حفظ شوند و لا غیر؛ و لذا اگر حوزه های شیعه فلسفه وجودی خود را چیزی جز خدمت به مردم تعریف نمایند به بیراهه رفته اند این‌چنین حوزه جدای از مردم نمی تواند و نباید ادعای مادری انقلاب اسلامی را داشته باشد.

حال سؤال این است که تکلیف انقلاب اسلامی چه خواهد شد؟ بالاخره فرزند نوپای انقلاب را نمی توان به طوفان یتیمی سپرد. باید فکری کرد. به نظر دو راه وجود دارد:
راه اول که تا الآن دنبال می شده اینکه حوزه علمیه موجود خود را با انقلاب ترکیب کند. آن هم نه یک ترکیب اتحادی. حال اینکه انگیزه حوزه از این ترکیب چه باشد قابل بحث است. گاهی واقعاً از سر صدق قصدش کمک به انقلاب است اما بیش از این نمی فهمد که این نسبت دیگر نسبت مادری نیست... گاهی از باب اینکه انقلاب حاکم شده است و او چاره دیگری ندارد همکاری می کند چه اینکه حوزه زمان طاغوت هم با آن رژیم همکاری داشت به نحوی که موجودیت حوزه به خطر نیفتد؛ و انگیزه های دیگری که فعلاً مجال پرداختن به آن‌ها وجود ندارد. تجربه حدود چهل ساله و آنچه که ساختار حوزه های علمیه به ما می گوید این است که این راه منتهی به صواب نیست. ثمره این راه در حالت خوش‌بینانه پدیده ایست به نام «طلبه های انقلابی». اصالت برای طلبه انقلابی حوزه است نه انقلاب. لذا اگر در گردنه ای مثل فتنه سال ۸۸ امر دایر بر دفاع از انقلاب و حفظشان و پرستیژ حوزوی اش شود او به اصل خود که همان حوزه است رجوع خواهد کرد و به راحتی هر چه تمام تر و البته با استدلال های مختص به خود انقلاب را با یک سری گرگ تنها خواهد گذاشت.

راه دوم همان سیره حضرت امام است؛ یعنی دغدغه اسلام داشتن و از تمام ظرفیت های مشروع موجود برای اعتلای کلمه الله بهره بردن. طبعاً حوزه هم می تواند کمک کند. نیاز های انقلاب اسلامی ما را به حوزه کشانده است. ثمره این مسیر «انقلابی طلبه» است نه «طلبه انقلابی». با همان تفاوتی که قبلاً گفته شد. برای انقلابی طلبه انقلاب اسلامی اصالت دارد نه حوزه علمیه. لذا در دوران امر میان انقلاب و حوزه طرف انقلاب را خواهد گرفت. این مسیر اگر درست مدیریت شود می تواند منتهی شود به حوزه ها و مدارس علمیه که انقلاب اسلامی تولید کرده است. در واقع به نوعی نسبت مادری اینجا عوض می شود. یا بهتر بگوییم که این نسبت مادری بین انقلاب و حوزه دست به دست خواهد شد. انقلاب فرزندانی را تربیت نموده که قرار است در ادامه وظایف مادری را برای انقلاب بر عهده بگیرند. شاید بتوان گفت این الگو از نسبت نبی مکرم و صدیقه طاهره اخذ شده است آنجا که فرمودند: «ام ابیها».

تذکر: نگارنده در مقام توصیف فضای حاکم و روح کلی موجود در حوزه ها این چند خط را نوشته و گرنه در حوزه فعلی عزیزانی هستند که دغدغه شب و روزشان انقلاب اسلامی است و ما قصد تخطئه عمل این عزیزان را نداریم.

پدید آورنده:یاسر مرکزی
نشریه عهد، شماره ۴۳


افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
...
۹ + ۹ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎